نامه ای به كارمندان بانك ها

*اعظم عواطفی نژاد

با رشد فزاينده تعداد مبادلات مالي و افزايش آگاهي هاي مردم در رابطه با خدمات بانكي تعداد ركوردهاي مالي موجود در شعب نيز هر روزه افزايش مي يابد.
با انجام يك محاسبه سر انگشتي مشخص مي شود كه تحمل بار اين فزوني ركوردها و عمليات مالي بر دوش كارمندان بانك ها به خصوص كارمندان پشت باجه ها است.
 اين موضوع و مضاف بر آن تلقين اين ايده به مشتريان كه هميشه حق با مشتري است و مشتري پادشاه است و لزوم رعايت ادب و حفظ حرمت و احترام حتي در مقابل مشتريان پرخاشگر باعث تحليل رفتن هر چه بيشتر انرژي كاركنان بانك ها در سال هاي اخير شده است.

جالب اينكه با تمام اين احترامات در غالب موارد مشتريان نيز از كاركنان بانك ها گله مند هستند. در حال حاضر اكثر پرسنل بانك ها را در بدو استخدام كارمندان ليسانسيه اي تشكيل مي دهند كه مدت 4 سال در دانشگاه تحصيل كرده و بلافاصله يا با فاصله اندك از زمان فارغ التحصيلي شروع به كار مي كنند.
ساعات طولاني كار پشت باجه ها به همراه تحمل بار استرس ناشي از كسري صندوق و رفتارهاي بسيار نامناسب برخي از ارباب رجوع، فشارهاي مضاعف مسوولان شعب در رابطه با سرويس دهي به صفوف طولاني، همهمه هاي داخل شعبه، شمارش تعداد زيادي اسكناس هاي آلوده به عوامل بيماري زا، مشاهده متناوب مانيتورها، كسري خواب ناشي از ساعات كاري زودهنگام و ترك شعب ديرتر از موعد، خصوصا در موعد جمع آوري سپرده هاي قرض الحسنه در ايام نزديك به قرعه كشي و ايام كشيك در تعطيلات خاص (همانند اعياد يا تعطيلاتي از اين دست كه كارمندان بانك ها موظف به حضور در شعب مي باشند) باعث تحليل رفتن بخش زيادي از پتانسيل اين قشر زحمتكش مي شود. مضاف بر اينكه بايد بخشي از انرژي خود را صرف رسيدگي و رتق و فتق امور منزل و رضايت خاطر طرف مقابل نمايند.

علاوه بر آن بسياري از بانوان كارمند در نقش مادران جامعه، وظيفه خطير رسيدگي و تربيت فرزندان را نيز به عهده دارند كه خود به تنهايي باعث ايجاد فشارهاي رواني بسيار سنگين بر شانه هاي نحيف اين افراد زحمتكش مي گردد.در سازمان هاي توليدي مهمترين خدمت سازمان كالايي است كه توليد مي شود و ماشين آلات و مواد اوليه مهمترين عوامل توليد هستند. اما در سازماني مانند بانك، نيروي انساني به عنوان مهمترين بخش تشكيل دهنده سازمان ها و به عنوان مهمترين سرمايه سازمان به شمار مي رود و چنين سازمان هايي غير از نيروي انساني شريف نمي توانند ماده خاصي را به عنوان عنصر اصلي تشكيل دهنده خود معرفي نمايند.

در سازمان هاي كلان همچون بانك ها تصميمات راهبردي توسط سطوح بالاي هرم سازماني يعني مديران ارشد و مديران مياني ارائه شده و فشار توليد خدمات بيشتر روي بخش هاي اجرايي هرم سازماني يعني نيروهاي صف و كارمندان شعب و پشت باجه ها است كه پايه هاي اصلي هرم را تشكيل مي دهند. اما بايد به اين مساله نيز توجه داشت، همانطور كه افراد در مراجعه به شعب بانك ها انتظار برخورد صميمانه همراه با ارائه خدمات مطلوب را دارند، كارمنداني كه ساعات طولاني از روز خود را پشت باجه هاي بي روح همراه با استرس مي گذرانند انتظار همدلي و درك متقابل از سوي مسوولان مافوق را دارند.

در اين حالت مسوولان رده بالانقش والديني را بازي مي كنند كه انتظار كار نيك و رفتار حسنه از فرزند خود را دارند و با تشويق و ترغيب و ايجاد عوامل انگيزشي باعث تقويت رفتار ايشان مي شوند و عدم توجه و تشويق ايشان باعث دلزدگي و سرخوردگي آنها مي گردد. مديراني كه تصور مي كنند با عدم تشويق و عدم ارائه پاداش مناسب به پرسنل زحمتكش خود، باعث صرفه جويي در هزينه هاي سازمان و اثبات وفاداري خود به سازمان شده اند، چه بسا در اشتباهند و بايد به ايشان گفت كه تاثيري كه در سازمان بر جاي مي گذارند، نه تنها صرفه جويي و كاهش هزينه ها نيست، بلكه آنها با فشارهاي مالي كه به كارمندان وارد مي كنند باعث فرسايش زودتر از موعد ايشان و نابودي عنصر اصلي تشكيل دهنده سازمان مي شوند.

 كارمندان بانك ها با توجه به اوقات زيادي كه در پشت باجه ها و در شعب مي گذرانند، ديگر فرصتي براي بازيابي سلامت و ترميم روحيه از دست رفته خود، همچنين نه فرصت اضافي و نه اعصاب كافي براي صرف كردن در انجام امور پاره وقت و ايجاد منبع درآمد دوم ندارند و بايد تمامي هزينه هاي زندگي خود را با حقوق و مزاياي دريافتي از بانك پوشش دهند. در صورتي كه در ديگر سازمان هاي دولتي پرسنل مي توانند بعد از فراغت از كار اصلي خود به امور پاره وقت ديگر در خارج از سازمان نيز پرداخته و هزينه هاي زندگي خود را راحت تر تامين نمايند.با عنايت به مطالب فوق انتظار مي رود دولتمردان در تلاش بيشتر براي جلب رضايت قشر مذكور و تامين هر چه بيشتر سلامت روحي و رواني ايشان باشند تا شاهد فرسايش زودهنگام آنها و همچنين شيوع اخلاق سوء ناشي از ازدياد فشارها در بين آنها نباشيم.
در باب بهداشت فردي كارمندان بانك ها توجه به اين نكته بسيار ضروري است كه هر فرد و از جمله كارمندان، روزي 8 ساعت مي خوابند، پس نيمي از اوقات بيداري هر كارمندي در اداره اش مي گذرد. به عبارتي نيمي از زماني که کارمندان مي توانند به سلامت خود بپردازند و آن را ارتقا بخشند، در شعب و ادارات مي گذرد.
 بنابراين برنامه هايي كه مي توان در راستاي تحقق بهداشت جسمي و رواني كارمندان به آنها پرداخت به شرح زير پيشنهاد مي گردد:
 •استخدام نيروي انساني در بانك به اندازه نياز بانك و نه كمتر از آن

•افزايش سطح حقوق پرسنل بانك ها و خصوصا كارمندان باجه ها

•ايجاد عوامل انگيزشي همچون پرداخت پاداش يا اعزام ماهانه كارمندان به تورهاي تفريحي

•بهبود وضعيت شعب بانك ها خصوصا بانك هاي دولتي، چه بسا در برخي شعب حتي سرويس هاي بهداشتي مناسب براي استفاده كارمندان وجود ندارد و اين يعني احساس ناامني براي كارمندان شعب خصوصا بانوان

•افزايش امكانات ورزشي و رفاهي مناسب همچون مجتمع هاي رفاهي براي استفاده كوتاه مدت آنها در مرخصي ها

•اختصاص ساعاتي از روز به ورزش كارمندان

•امكان استفاده مناسب كارمندان از مرخصي استحقاقي

•امكان استفاده كارمندان از دوره هاي آموزشي مورد علاقه ايشان (چه دوره هاي درسي و چه دوره هاي غيردرسي) در جوامع مدرن براي حل معضلات كارمندان بانك ها و بازگرداندن طراوت و نشاط به آنها مسوولان ادارات با در نظر گرفتن مدت زمان مرخصي هاي استعلاجي هر يک از کارمندان و اين که اگر کارمندان ورزش کنند، اين مرخصي ها کاهش مي يابد، مدت زمان استراحت و اوقات فراغت کارمندان در طول روز کاري را مختصري افزايش داده اند تا کارمندان فرصت بيشتري داشته باشگاه بروند و ورزش كنند.يکي ديگر از تمهيدات اداره کنترل و پيشگيري از بيماري ها در اين جوامع براي ارتقاي سلامت کارمندان، ترغيب آنها به فعاليت هاي روزمره به جاي استفاده از ماشين است.

مثلابراي اين منظور، در راه پله هاي اين اداره، تصاوير زيبايي نصب شده و موسيقي پخش مي شود تا فرد را به استفاده از پله ها به جاي آسانسور تشويق کند. علاوه بر اين فردي مامور شده است که مثل دستفروش ها در بخش هاي مختلف اداره بگردد و به کارمندان ميوه بفروشد.
 با توجه به مطالب فوق مجددا متذكر مي گردد مديريت منابع انسانی برای سازمان ها به مثابه يک عامل حياتی قلمداد مي شود، زيرا مولفه اصلی تشکيل دهنده سازمان ها مردم مي باشند و مديريت اثر بخش آنان، وظيفه اصلی مديريت منابع انسانی مي باشد.

امروزه اهميت عامل انسانی و نقش منحصر به فرد او به منزله يک منبع استراتژيک و طراح و مجری نظام ها و فراگردهای سازمانی اهميت و جايگاهي والاتر از گذشته داشته به طوري که در تفکر سازمانی پيشرفته، از انسان به عنوان مهمترين منبع و دارايی ها به تعبيری مهمترين منبع توليد هر سازمان ياد مي شود.

اغراق و گزافه نيست اگر بگوييم، امروزه و در حال حاضر سازمان ها برای بقا، انتظام و بالندگی خود تلاش مي کنند تا از طريق منابع انسانی فرهيخته و آگاه در گستره جهانی به رشدی سريع، بهبود مستمر، کارآمدی، انعطاف و انطباق پذيری و آمادگی برای آينده (چالش های آتی) از جايگاه ممتاز در عرصه فعاليت خود نايل شوند. سازمان هاي پيشرو با تلاش براي جذب، پرورش، نگهداشت و به كارگيري نيروهاي دانشگر و زبده، مزيت رقابتي امروز و فرداي خود را تضمين مي كنند.


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
کد امنیتی:
SecImgSes
* نظر:
saman tourismbank sins
نگاه بنکر
چهره های ماندگار